أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
277
قانون ( فارسى )
دشوار است . اما نوع نوين آن چنين نيست . بعضى عقيده دارند كه اگر آن را با باقلى پوست كنده در آوندى نگه دارند قوتش از بين نمىرود . اولين شخصى كه اين دوا را كشف كرده و به كار برده ( يوناس ) پادشاه لينوى بوده است . گزينش : فربيون خوب آن است كه : صاف زردرنگ يا زعفرانىرنگ و تندبوى و بسيار تندمزه باشد و در غير اين صورت چنان كه گفتيم تقلبى است . مزاج : گرميش همراه لطافتى است ، سوزنده و زداينده است . تازهاش از صمغ انگدان گرمتر است و معلوم است كه صمغ انگدان در گرمى بىمثال است . مفاصل : با برخى از نوشابههاى معمولى كه با ديكافزار كنند مخلوط باشد ، داروى عرق النسا است . فربيون يك روزه پوست از استخوان بركند . اما بايد دقت كرد كه گوشت پيرامون استخوان را در بر نگيرد و بهتر آن است كه قبلا گوشت پيرامون استخوان با مرهم موم و روغن گل كه در روغن نيمهگرم گردد بيندايند . بر فالج و تخدير شده مالند بسيار مفيد است . چشم : در چشم كشند ديده را جلا دهد . آب كبود چشم را تحليل مىبرد . اما تمام روز سوزش در چشم حس مىشود . و براى پرهيز از اين سوزش با عسل مخلوط مىكنند و در چشم كشند . يا با حيلههاى ديگرى مخلوط مىكنند تا از سوزش بكاهد . اندامان راننده : در علاج آب زرد ، سردى گرده ، قولنج سودمند است . مقدار دارويى آن : فربيون را با بعضى تخمهاى خوشبوى در عسلاب كنند و سه ( اونولوس ) بخورند . خوزيان گفتهاند : فربيون دهانهء زهدان را چنان بهم مىآرد كه داروهاى بچه انداختن را به زهدان راه نمىدهد . هم ايشان گفتهاند : بلغم لزج كه در سرين و پشت و روده ماندگار است بيرون آورد . زهرها : كسانى گويند : اگر پوست سر كسى را بشكافند تا آهيانه پيدا شود آنگاه از سائيدهء اين گياه در آن ريزند و داروهاى ضد گنديدن بر آن نهند ، از گزيدن مار و حشرات ديگر زيانى نبينند . خوردن وزن سه درهم از اين گياه معده و رودهها را چركين كند و خورنده را در مدت سه روز مىميراند . فطراساليون : كرفس است و شرحش در فصل كاف آمد . فاغيه ( بيخ حنا ) : در فصل حاء به شرحش پرداختيم . فيلزهرج ( فيلزهره ) : گويند درخت حضض است و ثمرى چون فلفل دارد . حضض شيرهء آن است . يا شيرهء زرشك است . حضض عربى غير اينها است . خود فيلزهره تقريبا قوت شيرهاش را دارد و كمى از آن ناتوانتر است . آرايش : تنها يا با روغن زيتون بر سر مالند موى را تقويت كند . اندامان غذا : شاخههايش با سركه بپزند و بخورند داروى سپرز است . و يرقان را نيز علاج كند . اندامان راننده : آبپز شاخ و برگش حيض را ريزش دهد . آبپز شاخ و برگ و خوردن ثمرش به وزن يك ( مطروس ) خلط بلغمى را به كلى بيرون آرد . فراسيون ( گندناى كوهى ) : اين گياه تلخمزه است . أربياسيوس گويد : گرمى و خشكىاش از دو نيرو است . غير او گويد : در دوم گرم و در سوم خشك است . خاصيت : بازكننده ، زداينده ، راننده ، گدازنده ،